elay- beygzadehelay- beygzadeh، تا این لحظه: 17 سال و 8 ماه و 22 روز سن داره

شیرینی زندگیمون ella

نفس زندگیمون ella .nelin

الای خونه خاله با آیدا

یه هفته من  والای نبودیم دلم واسه دوستای مجازیم تنگ شده بود هم اکانتم تموم شده بود وهم اینکه مودم قبلی روشوهرم برداشت با یه خط دیگه منم مودم جدید گرفتم با همون خط تلفن قبلی قبلا من وبابای الی از یه مودم استفاده میکردیم من از بسوبگردی میکردم اکانتمون تند تند تموم میشد سه ماه پیش همکه یه خونه جدید گرفتیم شوهرم رو راضی کردم که یه خط تلفن دیگه بگیره که دیگه سرعت اینتر نتمون پایین نیاد بهتر هم شد من با این کلک به بابایی الای خواستم مودم جدید از اون سفیدا بگیرم که این کار رو هم کردمیعنی همه چی دست ما خانوماست هر چی بخواین میتونین به دست بیارین چراکه نه؟؟؟؟ یه جمله طلایی از وین دایر نویسنده امریکایی هست که میگه هر چه فکر کنی همان خواهد شد کا...
31 فروردين 1392

دوستای من

                                        حتما بخونین... عجب بیننده های خاموشی هستند بعضی از دوستان میان تو وبم دریغ از ی ه نظر میدونم اکثرا حال ندارین همتون یه جور گرفتارین هیشگی از دلاتون خبر نداره دل ما مامانا به نظرات شما خوشه از بس آدم تو خونه تنهاست به این وبلاگها پناه میاره این بچه های معصوم رو نگاه میکنه دلش خوش میشه این بچه هایی که وقتی بزرگ میشن به دنیای ما آدمای بزرگ پا میزارن وروز به روز معصومیتشون از بین میره در واقع هم خودمو...
30 فروردين 1392

عکاسخانه مامان

امروز رفتیم اتاقت ومثل همیشه از دخترم عکس گرفتم دو ماهه به این خونه جدید اسباسکشی کردیم اتاقت هنوز کمی ناقصه ولی ٧٠%حاضر شده اینم چند تاعکس از الی جون ...
22 فروردين 1392

2روز جدایی

دوستای خوب من اکانت یکساله من فردا تموم میشه فردا هم قراره با خانواده خواهر وبرادرهام بریم گردش صبح میریم شب میایم دیگه نمیتونم بیام وب٢الی ٣ روز دیگه اکانت جدید میگیرم میام هرکی کاری یا حرفی داشت پی ام بزاره تا بعد جواب بدم               دوستتون دارم ...
22 فروردين 1392

عید بدون عزیزانم

این روزا حسرت روزایی رو میخورم که عید میشد وبا شوهرم میرفتیم عید خونه مامانم تا سال تحویل میشد فوری حاضر میشدم مثل دخترای دیگه که اولین جاشون روز اول عید خونه ما مادرشونه......   منم حاضر میشدم باخوشحالی میرفتیم دختر گلم هم هنوز آثاری ازش نبود حتی وجود خارجی نداشت وقتی هم که به دنیا اومد ٢١ بهمن بود وقتی الای به دنیا اومد اون سال زیباترین عید رو داشتم تجربه میکردم با همسرم ودخترم که تازه متولد شده بود روز اول عید سال٨٨ رفتیم خونه مامان وبابام خیلی خوشحال بودم ولی متاسفانه رسم زمونه  ویا قانون کاینات اینه که تو این دنیا که پست ترین نقطه هستی ست همه چیز ناپایداره حتی این بچه ها امانتی هستند د...
20 فروردين 1392

باغچه گل

الای تو باغچه گلدوست بابایی امروز رفتیم باغچه گل وبرای حیاط خونمون ١٦ تا گل سرخ وگل رونده گرفتیم آخه ما خانوادگی .عاشق گل هستیم بابت هم رفت همه رو تو باغچه کاشت اینم چند تا از عکسایی که تو گل خونه ازت گرفتم ....     ...
20 فروردين 1392