elay- beygzadehelay- beygzadeh، تا این لحظه: 17 سال و 8 ماه و 22 روز سن داره

شیرینی زندگیمون ella

نفس زندگیمون ella .nelin

الی وبابایی که عاشقشه

بابای الی خیلی تو کارای دخملی کمک میکنه حمومش میکنه دستشویی میبره من جایی برم که لازم نباشه الی بیاد ازش خوب مواظبت میکنه تا من بیام .خونه... اینجا میخوام ازش تشکر کنم بابات همه کارهایی که برای ما میکنه جتی اگه من حوصله نداشته باشم غذا هم درست میکنه ...لازم بگم مردی که وارد آشپزخانه میشه گیر دادنش هم زیاد میشه مخصوصا" اگه با سلیقه باشه مثل بابای الی....   گویند که معشوق تو زشت است وسیاه... گر زشت است وسیاه مرا چیست گناه ... من عاشقم ودلم بدو گشته تباه ... که عاشق ز عیب معشوق نگردد آگاه...                      ...
24 ارديبهشت 1392

تنها دلیل من برای ماندن در جهنم دنیا

  خداوند  راهی را که هر انسان باید بپیماید در جهان نوشته... تنها باید آن چه را که برای تو نوشته بخوانی.   گاهی در زمانی به کوتاهی یک فریاد ساده همه چیز عوض میشود پیش از آنکه آدمی بتواند به آن عادت کند...   افرادی که میکوشند جالب باشند بیشتر از همیشه نفرت انگیز میشوند...   در دنیا کسی بدبختر از آدمی نیست که پیوسته میکوشد خود را به صورتی در آورد که روحا" وجسما" به آن شکل نیست       ...
24 ارديبهشت 1392

الای در عروسی

الای جونی اونقد تو عروسی دایی سعید رقصیدی که شب خوابیدی وفرداش ساعت یک ظهر از خواب بلند شدی اینم چند تا عکس از تو من وبابا گل من حاضر شده بره عروسی دایی سعیدش اینجا تالاره ازم مثل همیشه از بس رقصیدی روبان موهات باز شده دوست دارم دوست دارم همیشه شاد باشی وتوعروسیا برقصی این طوری نمیشه باید بزارمت کلاس رقص چون استعدادشو داری مخصوصا خارجی عاشق فیلم به دنبال رویا ها هستی ...خوانندگان مورد علاقت ریحانا.تیلر .اینا.کتی پری.سلنا .وگروه پوسی کته.ایرانی رو ریاد نمی پسندی منم که افتخار میکنم بهت ولی تنها رقص کافی نیست اول باید قران هم یاد بگیری بدونی که هر چیزی که صاحبشی از خداست اونه که این هنر رو بهت داده ما همه هیچیم بدون اون .... ...
24 ارديبهشت 1392

الی و باباش

  تقدیم به دو عشق من الی و بابایی گر عاشق صادقی ز کشتن مهراس      مردار بود هر آنکه او را نکشند             ...
23 ارديبهشت 1392

بازم سر ظهر رفتیم پارک

بیچاره گربه از دست الی چی کشیده رو میچیدی روش میریختی .اونم که اصلا تکون نمیخورد مثل اینکه خوشش میومد چمنها رو روش بریزی ...همیشه همه جا دنبال گربه ای خونه مادربزرگت  بابائیت هم که میری با گربه بازی میکنی بزور میارمت خونه ...   صبح با من میری پارک عصرهم آویزون بابات میشی تو رو ببره پارک امروز دوبار رفتی امان از دستت انگار  تابستونا کارمون در میاد تقریبا" هر روز پارکیم یا بیرون بابات هم میگه تو یواشکی یادش میدی بریم بیرون ...بیچاره من مگه بچه ام خودش زبون نداره بگه معلومه که الی میگه خوب منم باید بیام دیگه مواضبش باشم خوب میکنی دخترم هی میگی بریم بیرون خوبه اینجا اروپا وآمریکا نیست بیرون مگه چقدر جای دیدنی ...
23 ارديبهشت 1392