باغچه گل
روز سوم عید رفتیم خونه عمه الای جون سر راه رفتیم گلخونه تابرای فیاط خونمون کاج بخریم خواستم ازت عکس بندازم ولی نمیزاشتی خیلی این روزا اذیتم میکنی ٩٠ % همیشه با من بودی ولی حالا ولمون کردی بابابات دمخورشدی.... دیگه اصلا کنار من نمیخوابی فکر میکنم این روزا چون زیاد وبگردی ووبلاگ نویسی میکنم از من دور شدی بابات هم بی تقصیر نیست همش زیر سر بابات میدونم از بش قبلا پیش اون نمیرفتی داره از من انتقام میگیره منم میدونم چیکار کنم ..بابات مثل پرنسس ها باهات رفتار میکنه به خاطر همین از من دور شدی آخه من نمیزارم خراب کاریاتو ادامه بدی به خاطر همین بهت صرف میکنه که با بابات دمخور بشی خلاصه از دستت ناراحتم ... خلاصه نذاشتی یکی دو تا عک...
نویسنده :
مامان ela
18:43
حمام قبل از سال تحویل
با هر کی که بره حموم فوری آماده میشی ومیری حموم عاشق حموم کردنی چند تا عکس هم ازت گرفتم ٢ ساعت قبل از سال تحویل بردمت حموم اینم عکسات... بقیه عکسا دز ادامه مطلب.... ...
نویسنده :
مامان ela
1:26
الای تو ویلای همدان
چند روز رفتیم ویلای همدان برادر شوهرم الای و نازنین دختر خاله پسر عموی الای پسر عموی الای که ٢٤ سال بعد خدا به پدر ومادرش این بچه رو داده بابای الای با عموش دارن جوجه کباب درست میکنن ...
نویسنده :
مامان ela
20:27
دختر گلم از نوزادی تا به امروز
عکس های دخترم از نوزادی تا به امروز...... بقیه در ادامه مطلب اینجا از صبح رفتیم شاهگلی اینجا تو مشهدیم داریم میریم زی...
نویسنده :
مامان ela
1:52
روزمرگی های من ودخترم
تازگیا خیلی شیطون شدی همش منو عصبانی میکنی و حرف گوش نمیدی ازت نا امید شدم... عروسکی که کنارت از بس دوستس داری ولش نمیکنی شب وروز باهاته خراب شده ولی تو عاشقشی وبهش وفاداری اون از تو دست کشیده ولی تو دست از سرش برنمیداری به فکر اینی که چطور وکجا بری خراب کاری کنی ومنو عصبانی کنی گل من بزرگ شدی ولی دست از این شیشه شیرت نکشیدی بازم توش آب وشیر میخوری انگار دوست نداری بزرگ بشی..... ...
نویسنده :
مامان ela
1:34










