ریخت وپاشهای الای جون
کلی خسته میشم دخمل من از دست این ریخت وپاشهای تو این عکسا رو که ازت میزارم واسه اینه که ببینی با من چیکار کردی الان دو ماهه قیچی بزرگ رو پیدا نمیکنم معلوم نیست تو کجا گذاشتی وسایلامون همیشه گم میشه آخرش از توی وسایل تو در میاد عابر بانک بابات -کلید خونه کارت گارانتی لپتاپ من -قیچی -گوشت کوب -کنترل تلویزیون-.خلاصه خیلی چیزای دیگه مفقود میشه آخرش هم معلوم کار تو هستش یه روز اگه یه نی نی داشتی مثل خودت شد میفهمی من چی کشیدم ... بقیه در ادامه.......... ...
نویسنده :
مامان ela
18:15
ارزش عشق
برای تو دختر نازم
امروز تو خونه تنهام و تو (گل من )رفتی با باباجونت خونه مامان بزرگ بابایی منم دارم خاطرات وبلاگت رو مینویسم تا عصر تنهام من و خاله شیرین با هم هستی م خاله شیرینت خوابیده منم دارم این مطالب رو برات تایپ میکنم دوس ت دارم عشق من الای جان همیشه در قلب منی عروسک من ...
نویسنده :
مامان ela
17:50
سر خاک مامان فریده(4 مین سالگرد)
چهارشنبه ٤ اردیبهشت ٤مین سالگرد مامان بود گل من دلم برات میسوزه ...تو مثل بچه های دیگه نمیتونی خونه مامان وباباجون من بری همیشه به من میگی کاش ا ونا زنده بودن وباهم میرفتیم خونشون منو بغل میکردن برام کادو میخریدن من خودم هم مثل تو هستم دختر گلم حسودیم میشه وقتی میبینم دخترا با مامان هاشون میرن خونه مامان جونش واقعا خیلی ناراحت کننده است کاش میشد مرگ رو هم با پول خرید و عزیزانمون رو ازمرگ نجات داد افسوس حتی بچه های ما هم یه روز این حقیقت تلخ رو تجربه میکنن و بدون ما باید زندگی کنن این روال کایناته شتری هست که لب خونه همه میخوابه کاری هم نمیشه کرد چند تا عکس ازسرخاک مامان با الی جون ...
نویسنده :
مامان ela
3:53
دختر خودکفای من
دخمل خودش کاراشو میکنه صبحانه رو خودش میخوره از یک سالگی این کارومیکنه ختی بعضی وقتا تو دست شویی خودشو میشوره من نمیزارم خوب هم این کارو میکنه ولی باز نمیتونم تنها بزارم اینکارو بکنه استعداد زیادی تو ریخت وپاش وسایل داره هم اسباب بازی هم وسایل خونه مخصوا لباسای خودش همه لباسا هر روز رو زمینه انگارلباسفروشی خسته شدم از این کارات الی جون بیچاره مادرخدابیامرز من چی از دست من کشیده کاش ادم وقتی کوچیکه درکش یکم بیشتر از این میشد مامانشو اذیت نمیکرد ...
نویسنده :
مامان ela
22:16










