مادر
از سال ٨٨ به بعد دیگه روز مادر برام معنایی نداره از وقتی مامان ندارم این روز رو میخوام چیکار دست خودم نیست حسودی میکنم به اونایی که مامان دارن...

خوش به حال اونایی که مامان دارن میرن امروز خونشون می بوسنش بعلش میکنن بوی یه مادر زیباترین عطر برای بچه هاشه بهترین عطر دنیا هم نمیتونه جای عطر مادر رو بگیره

برای بعضی از دردها نه میشه گریه کرد
نه میشه داد زد
بلکه فقط میتوان نگاه کرد وبی صدا شکست
درست مثل درد بی تو ماندن :مامان عزیزم

فریادهای بی صدای من را هیچ کس نمیشنود حتی همسرم ...حتی دخترم
گاهی آنقدر بلند در وجودم فریادهای بی صداکشیدهام که گوش خودم کر شده است هر رور که میگذرد یک روز به تو نزدیکتر میشوم میدانم که تو هرگز سراغ ما نخواهی آمد ولی یقین دارم که ما پیش تو خواهیم آمد منتظرم باش مادرم




مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



مادر
