من و روزهای من
احساس میکنم یکم بهترم ودیگه میخوام امروذ یه پست جدید بذارم تا همه چی رو فراموش کنم . تو این پست میخوام از خودم والی بنویسم وماه رمضون .واینکه چیکارا میکنیم .الی چاقوی بزرگ اشپز خونه افتاده رو پاش زخمی شده .باند پیچی کردیم .نمیتونه راه بره . همه جا بغلم میگیرم میبرمش.تقصیر خودش هم بوده .که بی اجازه رفته چاقو رو برداشته وافتاده رو پاش...عصر این پست رو کامل میکنم میخوام از همه دوستانی که منو یاری کردن وتسکینم دادن تشکر کنم .من تو دنیا فقط دونفر رو دارم که بدای من دلسوزن الای و همسرم ... دوستای مجازی خیلی خوبی هم دارم که نگرانم میشن از اینجا به همشون میگم دوستشون دارم .وآرزومیکنم هیچوقت دچار هیچ دردی نشن وشاد وخوشبخت باش...
نویسنده :
مامان ela
17:02
خواب دیدم کودکم به دنیا اومده
الی و روزهای ما در ماه رمضان
الی ومن...وعصر های بعد از افطاری
موهای الی رو بردم آرایشگاه کوتاه کردیم ٣ روز پیش ... خودم هم که مدتها نتونسته بودم به خودم برسم تصمیم گرفتم خودمو عوض کنم به خاطر همین رنگ موهامو هم عوض کردم..خودم که بورم...موهام روشنه این دفعه موهامو تیره تر کردم ...ابروهامو یکم ز قبل کلفتر وموهامو هم کوتاه که نه...کم حجم کردم چون پر پشته...خلاصه وقتی به خودم نگاه کردم اعتماد به نفسم رفت بالا... فقط عقده دارم که بیشتر از این خودمو عوض کنم...ولی همسرم نمیزاره میخوام از عاطفه قبلی دور بشم...قوی باشم مثل گذشته الان ٤ ساله که خیلی از خودم دور شدم...خیلی شاد بودم...پر از عشق بودم ...عشق داشتم وبه بقیه هم صاتع میکردم...اما الان چی الان ...
نویسنده :
مامان ela
16:58
کابوس من
نظر سنجی وبلاگی
عکسهای تهران ودربند
بقیه در ادامه مطلب... پارک ارم(شهربازی )تهران تجریش (در بند) پسر عموی الی که بعد از ٢٤ سال به دنیا اومده پارک وکافی شاپ هویزه (تهران) ...
نویسنده :
مامان ela
16:56







