الای خونه زندایی
الای جونی رفته بود خونه دختر داییش اینجا ٧ ماهته دخملی مامان همش دوست داشتی بیرون بریم منم تند تند میبردمت خونه پارلا اینا این عکسا رو هم اونجا ازت گرفتم .gif)
قند عسل مامان من :من که مامان بابام پشت سر هم فوت کردن جای زیادی نداشتم برم فقط خونه خاله شیرین که تنها بود خونه مامان اینا زندگی میکرد میرفتیم گاهی هم خونه دایی امیرت .اونقده حوصلمون سر میرفت که بابایی میومد ومنو وتو رو میبرد بیرون تا تو آروم بشی
من روز به روز میفهمیدم که تو رو بیشتر از هر چیزی دوست دارم

اینجا تو اتاق پارلا دارین باهم بازل میکنین



مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



الای خونه زندایی
