اولیت عکس الی تو بیمارستان
این اولین عکس الای جونه تو بیمارستان کنار دختر خاله ...
نویسنده :
مامان ela
13:19
عکسهای ویلای همدان
دو روز هم ویلای همدان که مال خانواده جاریم بود موندیم که برادر شوهرم هم تو این ویلا باهاشون شریکه ... ٥ روز تهران موندیم ...ودو روز هم تو ویلای همدان افشاریه .که یه باغ بزرگ بود پراز میوه ...انگور .بادام .گردو .گلابی .گیلاس. هوای همدان سردسیره .شبا اونجا باید پنجره ها رو بست حتی تو تیر ومرداد وشهریور هم هواش عالیه .برادرشوهرم و فامیل های زنش چند تا خانواده هستن که هرچی وسایل اضافی دارن آوردن گذاشتن تو ویلا.وگاهی میان دو هفته یا یک ماه میمونن اونجا.از شانس ما ایندفعه مهمون زیاد داشتن ٤٠ نفر تو ویلا بود ..ودایی وپسر دایی های جاریم هم که تو سوئد زندگی میکنن اومده بودن تهران وبا ما که ٤ تا ماشین بودیم همگی رفتیم افشاریه .خیلی خوش گذشت...
نویسنده :
مامان ela
17:16
اولین سری عکسهای شمال (انزلی)
بعضی از عکسها وسط راه گرفته شده .و بعضیا کنار دریا وچند تا هم تو در خروجی هتل وداخل هتل عکسهای کنار دریا فردا وعکسهای تهران وهمدان پس فردا آپ میشه الی ومن وبابا در انزلی...در ادامه............ اینجا الی داشت از دستمون می افتاد .سه تایی به این میخندیم دریا از داخل پذیرایی خونه ای که تو هتل گرفتیم این عکس شاهکار...
نویسنده :
مامان ela
17:12
محبت واقعی کجاست
نمی دانم محبت را بر چه کاغذی بنویسم که هرگز پاره نشود برچه گلی بنویشم که هرگز پژمرده نشود برچه دیواری بنویسم که هرگز پاک نشود برچه آبی بنویسم که هرگز گل نشود وسرانجام برچه قلبی بنویسم که هرگز سنگ نشود... - از نظر یک زن بی عیب ترین مرد دنیا پدرشه - زن ذلیل ترین مرد دنیا برادرشه - خوش تیپ ترین مرد دنیا پسرشه - مظلومترین مرد دنیا پدر شوهرشه... - خوشبخت ترین مرد دنیا شوهر خواهرشه ... - وبدترین .بی ریخت ترین وبی عاطفه ترین وبد اخلاقترین مرد دنیا همسرشه ...
نویسنده :
مامان ela
20:12
من والی جی جی(بدون شرح)
من والی مثل هر روز تو پارک .دیگه داریم تابلو میشیم از بس میریم پارک... ...
نویسنده :
مامان ela
12:03
اندر احوالات الی از صبح تا شب جمعه
مثل خانم نشستی داری کارتون تماشامیکنی عسلی من... دختر گلم دست وصورتشو نشسته داره اصبخونه نخورده ازم خواستی برات بلال سرخ منم ...اونم دوتا ...مال منو هم خوردی ...دیگه تا ناهار چیزی نخوردی...حیف که به موقع وعده های غذایی تو نمیخوری ... دیگه خودتم عکاس شدی از کارتونایی که نگاه میکنی عکس میگیری این عکسها رو از صبح جمعه تا شب با کلی سروکله زدن با الی گرفتم ...بابایی هم شاکی ولت کنم ازت عکس نگیرم ...بابا میگه این وبلاگ واین کوچلوی منو ابزار قرار دادی وواسه خودت کار درست کردی به کارات نمیرسی وهمیشه کارات میمونه البته این نظر شخصی باباست این وبلاگ یه عالمی واسه خودش من عاشق وبلاگ الی ودوستام هستم .. این عکس...
نویسنده :
مامان ela
10:52
کاشکی...
ای کاش فقر وجنگ نبود ...ای کاش هیچ کودکی شب گرسنه نمیخوابید... ای کاش هیچکودکی حسرت لباسها ...غذاها...وزندگی کودکانی را که در رفاه هستند رانمیخورد...ای کاش همه کودکان دنیا راحت زندگی میکردند... ای کاش هیچ دلی غم نداشت...ای کاش همه صورتها همیشه میخندید... ای کاش مرگ عزیزانآدم ...به تاخیر می افتاد...ای کاش دل کندن راحت بود ای کاش حسادت...کینه ...طمع ...دروغ...حقد ...خشم ...شهوت ...این هفت گناه وجود نداشت...آنوقت اینجا همان بهشتی میشد. که خدا وند وعده اش رابه ما داده است ...که اگر این صفات بد نبود بهشتی را که خدا در لابه لای این دنیا پنهان کرده است به وضوح دیده میشد ای کاش!!!!! ای کاش هر کسی یک ذره تجدید نظری...
نویسنده :
مامان ela
22:44
روز بارانی
خودم این عکسا رو ازت گرفتم تا بزرگ شدی ببینی که داشتی تو 4 سالگی شیر و شیر کاکائو وآب میوه رو تو توی شیشه شیر میخوردی... اینم کرم کارامل که برات پختم وگذاشتم سرد شد وخوردی البته بابات به تو مجال نمیده تو خوردن این دسر اینم ژله تمشک که برات درست کردم چند روز پیش شدید بارون میبارید ومن والی از اتاق الی بیرون رو تماشا میکردیم که چند تا هم عکس ازش گرفتم میزارم تو این پست...هر دو عاشق بارون وعاشق بوی خاک بعد از بارونیم... عزیز دلم همیشه دوست داری جلوی پنجره بشینی وبیرون رو تماشا کنی مخصوصا وقتی بارون میاد نمایی از روبروی اتاق الی با اینکه شدید بارون میبارید ولی تو عکس زیاد مشخص نیست ...
نویسنده :
مامان ela
0:22










